زلف پریشان

عمرِ این فاصله ی دور به پایان نرسید

جان به لب آمدولب بر لب جانان نرسید

 

خرمن جان مرا سوخت به یک نازِ نگاه

سرِ ما رفت سرِ دار و به سامان نرسید

 

شیشه ی قلب مراسنگ فراقِ توشکست

عاقبت کشت مرا هجر و به پایان نرسید

 

هم چنان از اثر درد به خود می پیچم

تن بحران زده ام باز به درمان نرسید

 

دوریِ روسری ات زلف تو برباد سپرد

دستی امّا به خمِ زلفِ پریشان نرسید

 

پیکرِ زارِ مرا آتشِ نمرودِ تو سوخت

پای پر آبله اما به گلستان نرسید

 

آسمانِ دلِ من پر شده از ابر خزان

چشم خونین من انگاربه باران نرسید

 

گفت می آید و من فرشِ دلم گستردم

دوختم دیده به دروازه و مهمان نرسید

 

گرگ این درّه عجب گلّه ی دوران بدرید

نایِ آن نی لبک پیر زِ چوپان نرسید

 

دوش می گفت سلامی به صباداد مرا

هرچه گشتیم ندیدم به قرآن نرسید

 

تبِ این حادثه در خانه ی یعقوب فتاد

یوسف مصری ما باز به کنعان نرسید

 

کوچه در کوچه ی این خاطره ها میگردم

یادت آمدبه سَرَم حیف به طوفان نرسید

 

لب شیرین تو با چشم خمارت همگی

تیشه بر دین من آورد و به ایمان نرسید

 

بعدازآن کشمکشِ عقل وجنون می بینم

سرِ ما تا قدم آمد وَ به دامان نرسید

 

هر چه رفتیم و گذشتیم و رسیدیم ولی

عمر این فاصله ی دور به پایان نرسید

 

 

/ 135 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
babak

سلام... این شعر واقعا فوق العاده ست... شعر خودتونه جدا؟؟؟؟

babak

سلام. گفتن غزل همیشه وقت گیرو سخته... این شعرتون شگفت انگیزه با اغراق

babak

سلام منظورم بی اغراق بود ex

..

رزیتا پسره (رزگل جوان ) حالا هر کار می خوای بکن

نیمه سیب سقراطی

بی نظیر بود همه ابیات رو دوست داشتم اونقدر که نتونستم شاه بیت انتخاب کنم ... + موفق باشید

ماریا10

این شعر یه جورایی حس میکنم اسیر تکرار شده اسیر تکرارشعرهای کهن... مطمئنم مطمئنم مطمئنم اگه بزاری حرفای دلت رها بشه در حد شاعرای مطرح کشور میتونی شعر بگی چون شعرات مثل من مشکل وزنی و قاعده ای نداره ... ببخشید که اینقدنظرامو رک گفتم آرزوی من پیشرفتته و همچنین که تو ادم انتقادپذیری هستی[قلب] راستی اگه تو هم مثل من شعرای قشنگ میخونی و اگه برات ممکنه و وقتشو داری واسم ایمیل کن قربان شما بای

پرديس

سلام.خوبين شما؟؟؟ به وبم بيا تا اگه خواستي با هم لينك تو لينك شيم.[لبخند]

الهه

ممون از لطفت آقا محمد[گل][گل][خجالت]

شهاب

سلام اینم دعوت چندمین بار که هنوزنیومدی[عصبانی]

مریم

دلم میخواست استاد ریاضی‌ام را پیدا می کردم و می گفتم هنوز نمودار احوالات من "سینوسی" است بالا... پایین... بالا رفتیم ماست بود ، پایین اومدیم دوغ بود... این زندگی دروغ بود