رقص غزل

ای که دور از لب تو زهر و عسل هر دو یکی ست

در کـــنار توأم و بوس و بغل هر دو یـــکی ســت

 

بــا نــگاه تو اگــــر جــــان جـــهان باختنی سـت

زیــر تـــیغ نـــگهت صلح و جدل هر دو یکی ست

 

مـا کــــه آواره تــــر از بـــرگ خزانیم چــه بــاک

دوری از زلزله یــا روی گسل هر دو یکی ست

 

فـتنه هــــا در اَتُـــم روســری ات خـیمه زده

جنگ ما با اتم و جنگ جَمَل هر دو یکی ست

 

شعر تصویر عجیبی ســت که در هـر ورقـش

اشک آن مرثیه با رقص غزل هر دو یکی ست

 

دل کـه آواره ی آن زلــف مـنافـق شـــده است

دست شمشیر تو با دست اجل هر دویکی ست

 

محمدشمس

/ 144 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ستوده

رویِ دَســــــتِ " شَـــ ـــب " مانــــــده ام ...! دیگــــــر حتــــــی ... " خــــ ــواب " هــــــم مــــــرا نمــــــی بَــــــرَد ............!

ستوده

خــداوندا دست هایم خالی است و دلم غرق آرزو با قدرت بیکرانت ، یا دست هایم را قوی کن یا دلم را خالی از آرزو

ستوده

خــداوندا دست هایم خالی است و دلم غرق آرزو با قدرت بیکرانت ، یا دست هایم را قوی کن یا دلم را خالی از آرزو

بنفشه .ز

درود وبلاگ شعر های بنفشه بعد مدتی تقریبا طولانی بروز شد . با پستی با عنوان "من خودم به اینجا نیامدم" با چند شعر و یک بنفش نوشت همیشگی ! منتظر حضور شما هستم موفق بمانید بدرود[گل]

ستوده

گفتی که: چو خورشید زنم سوی تو پر چون ماه شبی می کشم از پنجره سر اندوه ... که خورشید شدی ... تنگ غــــروب! افسوس ... که مهتاب شدی ... وقت ســــــــحر!

ستوده

خوشبختی رنگین کمان لبخند توست ! که.... با هر ترنم باران شکل می گیرد! «فقط خوشحال باش» من اشک آسمان را در می آورم

unknown

[گل][فرشته]ممنونم که سر زدی عزیز

ن . ف

وافعا خسته نباشید به نظر من فوق العاده ست

مهسا

پنجره ی باران خورده ات را باز کن چند سطر پس از باران چشمهایم را ببین که هوایت دیوانه شان کرده دلم برایت تنگ است

طيبه

فوق العاده بودلذت بردم آقاي شعرواحساس