مقدمه

    چنگ بر رخ میزنم ناله کنان مو میکشم   

چون نمی بینم ترا سر را به زانو میکشم 

 

  تا معطر گردد از بوی خوشت جان و دلم   

هرشب از این پنجره عطر تو را بو میکشم

 

   بهر درمان دل  پژمرده ام  دارو تویی     

منت یاد تو را  از بهر دارو  میکشم

 

    تا رها کردی سر زلف سیه بر روی دوش   

جای دامن دست خود بر پیچ گیسو میکشم


  ناگهان سیلاب غم بزم مرا  ویران نمود    

ناگریزازموج وحشی خود به هرسو میکشم


کی مداوا میشود با یک جهان مرهم،طبیب!   

زخم این دل راکه من ازچشم جادو میکشم


عید نوروز آمده من هم  به شوق دیدنت  

 کلبه ی عشق تو  را با دیده جارو  میکشم 

/ 5 نظر / 17 بازدید
نفیس ماندگار

سلام شما به جز قرآن های معمولی(معمولی از بابت جلد و صفحات،نه از بابت متن قرآن)قرآن دیگه ای دیدید؟ مثلا قرآن های قدیمی یا قرآنی که خطش ایرانی باشه ،نه عربی اونم مال حدود 300 سال پیش یا قرآنی که آقای خامنه ای تعریفش رو میکنه رو میشناسید؟ یا میدونید یه قرآنی هست که حتی استاد فرشچیان هم ازش تعریف کرده؟ اگه دوست داشتید بیاید تا آشنا بشید با یه قرآن خاص که هر کسی آرزوشه که داشته باشدش

زی زی

خیلی با احساس شعر می گید

مریم

ب سلامتی اون حس هایی ک نمیشه ب اشتراک گذاشت ن تو نت و ن جای دیگه! فقط باید بریزی توخودت..

مریم

كودك كه بودم وقتي زمين ميخوردم دستهاي زيادي براي ياري كردنم به سويم دراز ميشد، اكنون در جواني دستهاي زيادي براي زمين خوردن من تلاش ميكنند، خداوندا بنده ات خسته است ياري اش كن...

نادیا

شعر زیبایی بود جنابشمس جدی میگم[تایید]