اردوگاه احساس

به اردوگاه احساست شبیخون می زند یادم

نمی دانم تو شیرینی و یا من مثل فرهادم

 

نگاهِ سرد و خاموشت به ویرانی کِشد مارا

خرابم می کنی آخر ولی از عشق آبادم

 

میان چشم جاداری نمی دانم چه پیش آمد

مثالِ قطره ی اشکی من از چشم تو افتادم

 

قیامت می شود برپا زِ هم می پاشد این دنیا

فلک گر بشنود یک دم صدای آه و فریادم

 

گهی در فکر فردایم دمی دلواپسِ امروز

مثالِ آرزو هستم ولی همواره بر بادم

 

به نازِ چشمِ آهویی سپردم دل ندانستم

دل خوش باور خود را به دست شیر می دادم

 

شبی هم رَخت می بندم از این دنیای وانفسا

رسد با دستِ تقدیرش اجل این گونه بر دادم

 

کنون گر زنده ام بینی زِ الطاف غم عشق است

جفای دوستان هر دَم زند از ریشه بنیادم

/ 82 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گنجشک کوچولو

زندگی میکنم ... حتی اگر بهترین هایم را از دست بدهم!!! چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر را برایم میسازد بگذار هر چه از دست میرود برود؛ من آن را میخواهم که به التماس آلوده نباشد، حتی زندگی را !

گنجشک کوچولو

به سرنوشت بگویید ... اسباب بازیهایت بی جان نیستند... آدمند... می شکنند.. آرامتر... سکوت من هیچگاه نشانه ی رضایتم نیست... من اگر راضی باشم لبخند میزنم... سکوت نمیکنم... بعضی ها بهتراست در حد یک آرزو بمانند... برآورده شدنشان به بهای شکستن دلت تمام میشود...

گنجشک کوچولو

خدایا .... خیلی ها دلمو شکستن ؛ دیگه تحمل ندارم ! شب بیا باهم بریم سراغشون .... من نشونت میدم ؛ تو ببخششون ... !! این روزها صدای ثانیه ثانیه فراموش شدنم را می شنوم ... این روزها " دوستـــــت دارم " ها دیگر قلــــــب کســـی را به تپش وا نمیدارد ! و گونه کسی را سرخ نمیکند !فقط شنیده میشوندو بی وقفه مهر ناباوری در اغوششان میگیرد...بیچاره دستت دارم ها.

گنجشک کوچولو

سلام هــــــــوای بـارانی! از آدما دلگـــیر نشو ... تهمت زدن طبیعت آدم‌هاست ... وقتی به هوای بارانی میگویند ... خــــــراب ...! یکرنگ بمان ... حتی اگر در دنیایى زندگی می کنی که ... مردمش براى پررنگ شدن حاضرند هزار رنگ باشند .

گنجشک کوچولو

لـحـظـه رفـتـنـیـسـتـــــ ... وخـــاطــره مــــانـدنــی ... تـمـــام ادبـیــاتـــــ عــشــــق را بــه نـگـــاهـــی مـیـفـروخـتـــم..اگــــر.. خـــاطره رفـتـنـــی مـیـشـــــد و لـحـظـــه مـــانـدنـــی ...

گنجشک کوچولو

خـــــدایـا … دیگــــر زمینتــــ بـوی زنـدگـــی نـمـیـدهـد…خـــــدایـا… کـودکـــان گـــل فــروش را مـیـبینی ..؟! مـــردان خــانـه بــه دوش… دخـتـرکـان تــن فـــروش… مــادران ســیـاه پـــوش… واعـظــان دیــن فــــروش… مـحـرابـهـــای فـــرش پـــوش… پـســـران کـلــــیـه فــــروش … زبـانـهـــای عـشـــق فـــروش… انـســـانـهـــای آدم فــــروش… هـمـــه را مـیـبـیـنـی….!!؟ مـیـخــــواهـم یکــــ تـکـــه از آســـمـانـتـــــ را بـخــــرم ... دیگــــر زمـیـنـتـــــ بـــوی زنــدگــــی نـمـیـدهـــد…!!

گنجشک کوچولو

چــه ســـیـزده بـاشــد چـــه یـکــــ روز دیـگــــــر ، وقـتـی ســـهـم مــن از تـمـــام ایـــن روزهـــــا " نـبـــودنـتـــــ " بــاشـــــد ؛ نـحـــس اســتــــــ روزهـــــا ...

گنجشک کوچولو

بدترین شکل دلتنگی برای کسی ، آن است که در کنارش باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید ، هیچ کس لیاقت اشک های تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد : باعث ریختن اشک های تو نمی شود دکتر شریعتی

گنجشک کوچولو

در ابدى ترين لحظه هاى دلتنگى .. وقتى در پس اين فاصله هاى تمام نشدنى نمىيابمت .. به نماز مى ايستم .. سر به شانه هاى خدا مى گذارم و... تورا گريه مى كنم ..

مریم

قیامت میشودبرپازهم میپاشداین دنیا/فلک گربشنودیک دم صدای آه فریادم زیباست خیلی خیلی[تایید]