بغض پنهان

سلااااام به همه ی دوستان خوبم

با عرض شرمندگی به خاطر غیبت طولانیم راستش یه سری گرفتاریهای شخصی که این اواخر قطع شدن نت هم بهش اضافه شده بود سبب شد نتونم به موقع آپ کنم و به شما سر بزنم امیدوارم به بزرگواری خودتون منو ببخشید و از همه ی اونایی که توی این مدت تنهام نذاشتن بی نهایت سپاسگذارم......

اینم از غزل جدیدم :

اسیرم کرده ای دیگر شدم یک مرد زندانی

هوای چشم غمناکم شده ابری و بارانی

 

شبیه تکه ای ابرم تو مثل باد پاییزی

به هر سو می بری ما را به این نرمی و آسانی

 

توانم رفته از دست و ندارم چاره ای دیگر

نمانده در گلوی من به جز یک بغض پنهانی

 

دو چشمت سخت خونریز و لبت طعم عسل دارد

صف مژگان تو همچون سِتِ چاقوی زنجانی

 

"ندارم دوستت دیگر" شده ورد زبان من

دروغ محض میگویم دروغی سخت چوپانی

 

سوار قایق عشقم تلاطم دارد این دریا

رها کی میشوم دیگر از این دریای طوفانی؟

 

محمد شمس

/ 69 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الی

آپــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم[قلب]

ستوده

نگاه تو مرا عاشق تر از پیش می کند چه معجونی می شود زندگی با لمس دستان تو با حس عشق تو

ستوده

به شک هایت باورنکن وهیچگاه به باورهایت شک. زیبااین است که مهم باشی حتی برای یک نفر!کوچک باش وعاشق که عشق خودمیداندایین بزرگ کردنت را.بگذارعشق خاصیت توباشد نه رابطه توباکسی.موفقیت پیش رفتن است ارام نه به نقطه پایان رسیدن.زلال باش مثل باران فرق نمیکندگودال ابی باشی یادریای بیکران. زلال که باشی اسمان درتودیده میشود..

مریم

تا بوده همین بوده!! عجیب است بی تفاوتی و دلشکستگی از قدیم ها بین آدمها رواج داشته و بوده!!

-:¦:- دریا -:¦:-

در این شهر دلتنگ ... بازوان تو ، میدان تحریر بغض های من است .

مریم-ح

باید باور کنیم "تنهایی" تلـخ‌ترین بلایِ بودن نیست، چیزهای بـدتری هم هست، روزهای خسته‌ای که در خـلـوتِ خـانه، پـیر می‌شوی... و سال‌هایی که ثانیه به ثانیه از سَر گذشته است. تازه، تازه پِی می‌بریم که تنهایی، تلخ‌ترین بلایِ بودن نیست، چیزهای بدتری هم هست: دیر آمدن! دیر آمدن! چارلز بوکفسکی

♥آیدا♥

شب بودو ، شمع بودو، من بودمو غم، شب رفتو، شمع سوختو، من موندمو غم.

سارا

عشق کلید قلب است به شرط آنکه قفل دلت هرز نباشد که با هر کلیدی باز شود.

گندم

صبر کن سهراب! آری… تو راست می گویی آسمان مال من است پنجره،فکر،هوا،عشق،زمین،مالِ من است! اما سهراب تو قضاوت کن، بر دل سنگ زمین جای من است؟! من نمی دانم که چرا این مردم، دانه های دلشان پیدا نیست… صبر کن سهراب! قایقت جا دارد؟ من هم از همهمه ی داغ زمین بیزارم

طيبه

بي نظيربودشماكلمات روبه زانودآورديدحرف نداري عزيزم