برگ آخر

دوستان خوبم سلام

 این غزل رو به شما تقدیم میکنم امیدوارم خوشتون بیاد و حتما از نظراتتون محرومم نکنید

درک مفهوم هر شعری بستگی به نوع برداشت خواننده ی آن دارد و معمولا تشخیص انگیزه شاعر دشوار است ولی من برای  همه ی برداشتها احترام قایلم و از نظرات شما  فانوسی  خواهم ساخت تا راهنمای آینده ام باشد

سینه چاکی همچومن کی فارغ ازغم میشود

قاصدک هم گر نباشد باد محرم می شود

 

کاسه ی صبر زمین سر رفته جانا نیستی

نی عجب گیتی اگر ویران تر از بم میشود

 

شعله درجانم فکندی هستی ام آتش گرفت

کی سرسوزن ز من از عشق تو کم میشود

 

شد دل رنجیده ام خونین تر از چشمان تو

همچوشمعی نیمه جان ازعمرمن کم میشود

 

یاد آن دستان گرم قصه ی گیسوی شب

خواب ازچشمم ربود و جاش زمزم میشود

 

حلقه ی وصل ترا گلهای باغت دیده ام

گاه لطفی از شقایق گاه مریم میشود

 

خسته ودلمرده ام دلخوش به بازی فلک

بر رخ چون ماه تو  آیا نگاهم میشود؟

 

این مسیردوستی همواره هم هموارنیست

راه خود هموارتر با صبر در غم میشود

 

شد دل پژمرده ام مات رخ زیبای تو

قاصدک در برگ آخر مثل شاهم میشود

 

 

 

 

/ 9 نظر / 11 بازدید
یاسر

سلام دوست عزیز ... با 15 کاغذ دیواری تازه و دوست داشتنی از بازیگران ، خوانندگان و مذهبی آپم ... منتظر حضور گرمت هستم ... با تشکر

زی زی

شما یه پدیده استثنایی هستیدواقعا براوو[تایید]

پرگل

مثل همیشه عالی[دست][دست][دست]

علی.7تپه

[تایید][تایید]

علی.7تپه

[تایید][تایید]

مریم

آهااااای غریبه : از اون دیوار ترک خورده و کوتاه رفاقت فاصله بگیر ، بارها به روی من ریخته است !

مریم

خسته ودلمرده ام دلخوش به بازی فلک،بررخ چون ماه توآیا نگاهم میشود؟؟؟ بسیارزیبابود[تایید]

طيبه

محشربودلذت بردم