میراث پاییز

درون قلب من غوغاست انگار

بساط  عاشقی بر پاست انگار

 

عروس  فصل ها پاییز  باشد

و میراثش شب یلداست انگار

 

شب یلدا شبی غمگین و تاریک

 و لیکن شاهِ این شبهاست انگار

 

به چشم  این دلِ تنگ و اسیرم

غروب عاشقی پیداست انگار

 

کسی در اوج مستی با خیالش

تمام  عمر را تنهاست انگار

 

نرنجد  زندگی از  بی وفایی

دل این زندگی دریاست انگار

 

همین امروز مهمان رقیب است

مرا هم وعده ی فرداست انگار

 

خیالِ دیدنش در خواب دیدم

اگرچه دیدنش رویاست انگار

 

وفای جای پایش را  بنازم

بروی قلب من برجاست انگار

 

ننالم از غم  هجران از این پس

که آنچه ازمن است برماست انگار

 

 درون کلبه ی مجنون نشستم

کسی در میزند لیلاست انگار

 

شراب بوسه اش با جان خریدم

که نرخ زندگی بالاست انگار

 

همانند همان مصراع  اول

درون قلب من غوغاست انگار

/ 91 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
درسا

گـل یا پــوچ؟ دستت را باز نکن. حسـم را تباه مکن بگذار فقط تصور کنم .. که در دستانت برایم کمی عشق پنهان است .. ......... محمد جان ممنون از حضورت. [گل]

ترگل

سلام آپم خوشحال میشم بیایی یا حق[گل]

راضیه

سلام...ممنون که به انارستان سر می زنید....پاینده باشید[گل]

ترگل

سلام مرسی از حضورت[گل] از نظرتون خیلی خوشم اومد شعی می کنم اصلاح کنم یا حق[خجالت]

ُ•.¸بهاره ¸.•ُ قصــرعشـــق

سلام دوست عزيز* [گل]* قصرعشق با يکي ديگر از متنهايم "روزهای دلتنگی" به روز شد *[گل] منتظرت هستم * *..**...[گل]...**..* یک ساعت که آفتاب زند خاطره دو هفته بارندگي از ياد خواهد رفت ، اين است حکايت زندگي

فرانک

سلام عزیزم اپم بهم سر بزن

ُ•.¸بهاره ¸.•ُ قصــرعشـــق

سلام دوست عزيز* [گل]* قصرعشق با يکي ديگر از متنهايم " خاطرات تو " به روز شد *[گل] منتظرت هستم * @...@ ... @...@ آنقدر مهربانیت زیباست که سنجاقکی بدون ترس میان کف دستت آب می خورد

ماریا10

سلام شعرای زیبایی دارین یه سر به ما بزنین برای تبادل لینک هم با نام وبلاگم درخدمتیم بای

مریم

گفتند آخـــــــر خنده گریه است...بهانه ای جورکن بخندم بغـــــــــــضی درگلو دارم.

مریم

به سلامتی اونایی که از هر انگشتشون یه هـــنر میریزه... میرنجونن... میشکونن... میسوزونن... لــه(لح) میکنن... نابود میکنن... وبیشتر به سلامتی"اونـــایی که جز دوست داشتن" این موجودات هنــــرمند با تمام وجودشون "هیچ هنر" دیگه ای ندارن...!