امید به شیدایی

من رفتم از  این دنیا با عشق به تنهایی

از مست چه میخواهی جز مستی و رسوایی

 

ای حادثه ی هجران آبم کن و خوابم کن

زین  بیش ندارم من امید  به  شیدایی

 

خواری چه ازین بیش و زاری چه ازین بهتر

یا  زنده  به  نادیدن  یا  مرگ  به  بینایی

 

شعر و غزل و گریه دست و قلم و دفتر

تقدیم به مرد عشق با آن همه زیبایی

 

غم را ز  درونم  برد  آوای  لب  سرخت

گم  کرده امیدم را با این همه پیدایی

 

رویای شب دوشم سر زد به شبستانم

زلفت همه زنجیر و چشمت چه تماشایی

 

ای گشته رها ازمن دنیای منی برگرد

از  یمن گل رویت محشر شده  دنیایی

 

/ 8 نظر / 16 بازدید
آزاد

سلام و عرض ادب ، با یک مطلب جدید پیرامون انفجارها درافغانستان به روز هستم . اگر فرصت داشتید ، خوشحال می شوم که سری بزنید. پیروز و سربلند باشید چشمه ریگی | http://blog.cheshmehregi.com

مرید

زلفت همه زنجیر و چشمت چه تماشایی

زی زی

خیلی خیلی شاعری داش ممد[تعجب][قلب]

19

واقعا این شعرت تک تک تک.19

19

شعر خاکستر غم و مژده رفیقان رو بذار واقعا از لحاظ وزن و قافیه استادانست.البته همه شعرهای شما استادانست.19

19

یکی از زیباترین سرودهاتون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟.19

19

ما که همیشه مزاحمتون میشیم استاد؟.19

مریم

پنجره را باز کن و از این هوای مطبوع بارانی لذت ببر ، خوشبختانه باران ارث پدر هیچکس نیست. (حسین پناهی)